الشيخ محمد علي الگرامي القمي

95

مرزها (فارسى)

و شايد منظور « ناپلئون » از اين كه مىگفت يك فرمانده بد بهتر از دو فرمانده خوب است همين مشكلات ناشى از اختلافات سليقه و ادارك و بهم خوردن مركزيت عمومى باشد . و البته او كه بيش از ما به هوسها و رياست‌طلبىهاى خودش و ساير قدرت‌ها آشناست حتماً به اخلافات عمدى ناشى از فساد اخلاق نيز اشاره دارد . خواهيد گفت : در زمان حضور امام عليه السلام رهبر الهى يك نفر است كه از طرف خداوند تعيين شده و او شخص امام است ولى در زمان غيبت امام چگونه رهبر الهى يك نفر است با اين كه مراجع تقليد متعدد هستند . ولى توجه داشته باشيد كه با قواعدى كه فقهاء بزرگ بيان داشته‌اند نوعاً رهبر يك نفر خواهد بود . بيشتر فقها اعلميت را شرط مرجع دانسته‌اند و به فرض مساوى شدند تقواى بيشتر را ملاك قرار داده‌اند . به عنوان مثال اين دو نظريه را ببينيد : بنابر احتياط بايد به حد امكان از اعلم تقليد كرد و لازم است فحص نموده اعلم را پيدا كرد و اگر دو مجتهد در علم مساوى باشند يا مكلف اعلم را پيدا نكند مخيّر است ليكن اگر يكى از آن دو ورع يا عدالت بيشتر داشته باشد بهتر و احتياط آن است كه از او تقليد كند . و اگر ميان دو نفر مردد شد كه تنها احتمال اعلميت يكى از آن دو را مىدهد ( يعنى ديگرى يا مساوى است يا پائين‌تر ، نمىداند ) باز هم بايد از همان تقليد كند ( با اين كه يقين به اعلميت ندارد و فقط احتمال اعلميت يكى را مىدهد ولى در ديگرى اين احتمال نيست . « 1 » اگر دو مجتهد از نظر علم مساوى باشند مقلّد مخيّر است كه از هر

--> ( 1 ) - / تحرير الوسيله ج 1 ص 4